ترجمه الغدیر - جلد 8 صفحه 155

صفحه 155

- سرا پا گوشم، اخطار حوادث را بجان بنوشم، شبانم:گرچه شتر رهوارم خسته سازم، با شتاب به مرغزارش رسانم.

- با تصوراتی چون سپیدی صبح روشن، عزمی چون تیزی شمشیر که بر مقتل آید.

امینی گوید: شاعر، در این قطعه، بدخواهانش را بر می شمارد، آنها که با تهمت و افترا به مبارزه اش برخاسته بودند، چونانکه در شرح حالش گذشت. هجویات او از این قبیل است از این رو بر کینه خواهان مذهبی او دشوار و سنگین آمده است.

ابن عساکر، این قطعه دیگر را هم از او یاد می کند:

- اف بر این روزگاری که‌من در آنم، تا کی و چند، از دست مردمش شرنگ نوشم.

- تیر غمی بر دلم ننشست، جز از شست دوستان ممتازم.

- دوست راست کرداری یافت شود تا خون دل در طبق اخلاص نهم خریدار او باشم؟

- چه بسیار دوستان خود را وانهادم بدین‌امید که مخلصی بیابم. نیافتم و باز بدانها رو نهادم.

و نیز امیر ابو الفضل می گفت ک پدرم طشتی از نقره ساخت، ابن منیر جند بیت بسرود که بر آن طشت نوشته آمد، از آن جمله است:

یا صنو مائده لاکرم مطعم

ماهوله الارجاء بالاضیاف

جمعت‌ایادیه الی ایادی الالاف بعد البذل للالاف

و من العجائب راحتی من راحه

معروفه المعروف بالاتلاف

- ای همطرازمائده سلیمان، ویژه گرامی ترین میزبان، در تالار پر او مهمان.

- نعمت سرشار اوست که هزاران دست در اطراف من دراز است، بعد از بخشش هزاران در هزار.

- شگفت این است که راحت من از دست و پنجه کسی است که دراتلاف نفوس و اموال، معروف است و ممتاز.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه