ترجمه الغدیر - جلد 8 صفحه 167

صفحه 167

غدیریه ملک صالح

اشاره

شهید 556- 459

سقی الحمی و محلا کنت اعهده

حیا بحور بصوب المزن اجوده

فان دنا الغیث و استسقت مرابعه

ربافدمعی بالتسکاب ینجده:

- سیراب و خرم باد مرغزاری که وعده گاه من بود، از نسیم دریا، سیلاب باران.

- اگر ژاله بهاری بر آید تا بساط این گلشن سیراب کند، سیلاب اشکم به مدد خیزد.

در این قصیده گوید:یا راکب الغی دع عنک الضلال فهذا الرشد بالکوفه الغراء مشهده:

- ای که بر مرکب جهل سواری. حیرت از سر بگذار، معدن رشد و رهیابی در کوفه هویداست.

- آنکه خورشید به یمن کرامتش بازگشت تا فضل نماز دریابد و فرشتگان گواه باشند.

- و روز " غدیر" که رسول خدا در جمع حاضران فرمود ودست او را برافراشت:

- هر که را من سرور و سالارم، این علی سالار و سرور است، اینم فرمان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه