ترجمه الغدیر - جلد 8 صفحه 210

صفحه 210

غدیریه ابن عودی نیلی

اشاره

ح 478 - 558

متی یشتفی من لاعج القلب مغرم

و قد لج فی الهجران من لیس یرحم

اذا هم‌ان یسلو ابی عن سلوه

فواد بنیران الاسی یتضرم

و یثنیه عن سلوانه لفضیله

عهود التصابی و الهوی المتقدم

رمته بلحظ لا یکاد سلیمه

من الخبل و الوجد المبرح یسلم

اذا ماتلظت فی الحشا منه لوعه

طفتها دموع‌من اماقیه تسجم

- عاشق شیدا، کی از سوز درون آرام گیرد، با آنکه دلدارش لجوج و نامهربان است؟

- اگر خواهد با فراموشی خاطر، آبی بر دل بریان پاشد، سوز درون سر به طغیان بر کشد، شعله های برانگیزد.

- دانی که مانع دلداری خاطر چیست؟ شور جوانی، پیمان عشق و شیدائی.

- از چشم جادویش خدنگی بسویم افکند که اگر از جنون عشق و شیدائی بر کنار بودم، مجنون و شیدا می شدم.

- آنگاه که شور عشق و مستی خرمن هستی را باتش کشد، سیلاب اشک فرو ریزد، شعله دل را خاموش سازد.

مقیم علی اسر الهوی و فواده

تغور به ایدی الهموم و یتهم

یجن الهوی عن عاذلیه تجلدا

فیبدی جواه ما یجن و یکتم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه