ترجمه الغدیر - جلد 8 صفحه 217

صفحه 217

رساندند.

عجبا مگر نه قرآن‌گفت: " الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا "؟ دین شما را کامل کردم، نعمت هدایت را تمام کردم، رضا و تسلیم را به عنوان دین پذیرفتم.

- و فرمود: خدا را اطاعت کنید، وهم رسول خدا را و هر که از رسول او منشور ولایت دارد، تا رستگار شوید.

- از چه حلال خدا را حرام شمردند، وحرام خدا را حلال و روا دانستند؟

- تصور کردید که خدای قرآن خطا کرد؟ یا رسول او؟ یا جبرئیل امین.

- رسول حق در نگذشت، جز آنکه خدا دین او کامل کرد. امر خلافت بر امت مبهم‌نماند.

- منتها کینه ها آشکار شد، جور و ستم حاکم گشت.

- نالایق مقدم شد، لایق رانده شد. خطیب دم دربست، نادان بر منبر رسول بر شد.

- بی سبب علی را عقب راندند، جز تجاوز و سیه کاری انگیزه نبود.

- آنچه محمد گفت، درهم شکستند، اما دین حق شکست نپذیرد.

- کاشا که دین خداشکست گیرد، دینی که ارکانش با تیغ علی رفیع گردد.

- بر آل محمد ستم راندند، کیفرشان برستاخیز عذاب دوزخ باشد.

- اگر ریاست دنیا را غصب کردند، عزت آخرت بر دوام است.

- کدام مصیبت در پهنه زندگی ناگوار است‌که در حوزه دین ناگوار نباشد.

- اولی بنام اجماع بر کرسی نشست، منشور خلافت بنام دومی صادر کرد.

- باول گفت: استعفایم بپذیرید که از شما بهتر نباشم، باخر گفت: عمر را پس خود بر شما می گمارم.

و اثبتها فی حوزه بعد موته

صهاکیه خشناء للخصم‌تکلم.

- قلاده خلافت بر گردن کسی بست که از خشونت و تندی می زد و می شکست.

- دومی گفت: اگر مولای حذیفه می بود، بلا تامل بر سر همه امیر می‌بود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه