ترجمه الغدیر - جلد 8 صفحه 218

صفحه 218

- باری، سومین با شورای ششس نفر بخلافت نشست، تیغ تیزبر سر علی آهیخت تا بدو پیوست.

- آخر آئین خلافت بر شوری بود؟ یا بر اجماع؟ یا نص بر خلافت؟ بیائید تا بر اسلام بگرییم و بنالیم.

- آنکه از جانب حق بخلافت منصوص شد، بر کنار ماند. در گوشه ای بتلاوت قرآن روز برد.

- اگر شمع وجودش را به سروری می پذیرفتند، براه راستشان‌رهبری می فرمود.

- اوست دانشمند ربانی که بیمانند است، اوست دلاور سلحشور، شیر بیشه شجاعت.

- هماره در " بدر " و " احد " و " خیبر " صف شکن بود، بینی دشمنان برید.

- تاخت برد و با شمشیر بر فرقشان کوبید، خواه نا خواه سر تسلیم فرود آوردند.

- بظاهر ره اسلام گرفتند، کفر باطن برقرار، باشد که جان خود برهانند.

- گفتند: علی راه جور گرفت، فراوان از او شکایت بردند.

- گفتند: خون مسلمین ریخت، در میان آنان تبهکار و ناتبهکار فراوان بود.

- گفتم: لختی مهلت آرید، خدایتان رهبری نکناد. وصی رسول کجا ستمکار باشد.

- خون مسلمین ریخت؟ بحق سوگند که در آن گروه یک نفر مسلمان نبود.

- علی خون " ناکثین " ریخت که بیعت او شکستند، از متجاوزین انتقام گرفت.

- مگر نه رسول فرمود: علی مهین داور شماست؟ این حدیث را همه مخالفین ایراد کردند.

- اگر در قضاوت " ناکثین " بر خطا بود، رسول حق چگونه قضاوت او تصویب نمود.

- کاش حاضر بودمی و در رکابش‌خون " ناکثین " ریختمی.

- برستاخیز، با پنجه خون آلود، به پیشگاه خدا رفتمی. و معلوم شدی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه