ترجمه الغدیر - جلد 8 صفحه 230

صفحه 230

غدیریه قاضی جلیس

اشاره

در گذشته 561

دعاه لو شک البین داع فاسمعا

و اودع جسمی سقمه حین ودعا

و لم یبق فی قلبی لصبری موضعا

و قد سار طوع النای و البعد موضعا

اجن اذا ما اللیل جن کابه

و ابدی اذا ما الصبح ازمع ادمعا

و ما انقدت طوعا للهوی قبل هذه

و قد کنت الوی عنه لینا و اخدعا

- فریاد در رحیل بر آمد بشتابید. در علم گفت و رفت، درد و بلایش بجانم ماند.

- دل تنگم را ذره‌ای جای صبر و تحمل نبود، از این رو همراه کاروان با سر و جان رفت.

- اینک با عم و اندوه بتاریکی شب پناه برم، صبحگاهان که نقاب از رخ بر کشد، اشک نهانم بر ملا سازم.

- پیش از این، این چنین، اسیر عشق نمی گشتم: گاهی رخ برمی تافتم، گاهی راه فریب می گرفتم.

تا آنجا که گوید:

تصاممت عن داعی الصبابه و الصبی

و لبیت داعی آل احمد اذا دعا

عشوت بافکاری الی ضوء علمهم

فصادفت منه منهج الحق مهیعا

علقت بهم فلیلح فی ذاک من لحی

تولیتهم فلینع ذلک من نعا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه