ترجمه الغدیر - جلد 8 صفحه 5

صفحه 5

- آئین اسلام را چرکین و سیاه دریابد و در نور هدایت غرقه سازد.

تا آخر قصیده.

و نیز درباره اهل بیت سراید:

نکرت‌معرفتی لما حکم

حاکم الحب علیها لی‌بدم

- قاضی عشقم گفت: بجرم بی مهری خونش بریز. آشنائی قدیم را منکر آمد.

فبدت من ناظریها نظره

ادخلتها فی‌دمی تحت التهم

- با نگاه دلدوزش تیری‌به سویم پرتاب کرد که در تار و پودم جا گرفت.

و تمکنت فاضنیت ضنی

کان بی منها و اسقمت سقم

- از رنجوری عشق برنخاسته، دردی دگر بر جانم فزود.

وصبت بعد اجتناب صغوه

بدلت من قولها: لا. بنعم

- پس از هجران و جفا راه آشتی گرفت، پاسخ آورد که " آری ". دگر از " لا " دم برنیاورد.

و فقدت الوجد فیها و الاسی

فتالمت لفقدان الالم

- با درد عشقش خو گرفته ام. اینک از رنج بی دردی در تب و تابم.

مالعینی و فوادی کلما

کتمت باح. و ان باحت کتم

- زینهار از این دل و دیده: هرگاه دیده ام راز عشق را پنهان کند، دل بغفان خیزد، و چون‌گریان شود، دل آرام گیرد.

- اختلاف‌دل و دیده بدراز کشید، مصیبت و غم الفت گرفتند.

- اما مصیبت آل پیامبربالاترین مصیبتها است.

- ای زادگان زهرا. این داغ ننگ و نکوهش از چهره روزگار زدوده نخواهد شد.

یا طوافا طاف طوفان به

و حطیما بقنا الخط حطم

- ای " مطافی " که دچار طوفان بلا شد، ای " حطیمی " که پی سپر نیزه ها گشت.

- بعد از آنکه پیمان الهی را زیر پا نهند، بکدامین پیمان‌پای بندند؟

- کجا این دل آرام و قرار گیرد، با آنکه سیاهکاری بنی امیه پرتو انوارتان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه