- شعراء غدیر در قرن 05 1
- اشاره 1
- شرح حال شاعر و نمونه اشعار او 6
- اشاره 19
- غدیریه مهیار دیلمی 19
- شرح حال شاعر، نمونه اشعار و افکار 29
- غدیریه سید شریف مرتضی 58
- اشاره 58
- شرح حال، تألیفات و آثار شاعر 63
- اساتید علم و مشایخ حدیث 70
- شاگردان و راویان 71
- علم الهدی و ابو العلاء معری 73
- علم الهدی و ابن مطرز 75
- سید مرتضی و رهبری 77
- ولادت، وفات 80
- برگزیده ای از دیوان شریف مرتضی 81
- غدیریه ابو علی بصیر 108
- اشاره 108
- شرح حال شاعر، نمونه اشعار 109
- اشاره 111
- غدیریه ابو العلاء معری 111
- اشاره به شرح حال شاعر و مصادر ترجمه او 112
- غدیریه الموید فی الدین 114
- اشاره 114
- شرحی پیرامون قصیده سوم، فتنه حنبلیان بغداد 120
- شرح حال شاعر، تألیفات و آثار 124
- غدیریه ابن جبر مصری 127
- اشاره 127
- شرح حال شاعر 135
- اشاره 136
- شعراء غدیر در قرن 06 136
- شرح حال شاعر 137
- غدیریه ابن منیر طرابلسی 145
- اشاره 145
- شرحی پیرامون این قصیده 147
- زندگانی شاعر 152
- شرح حال شاعر 163
- غدیریه قاضی ابن قادوس 163
- اشاره 163
- اشاره 167
- غدیریه ملک صالح 167
- شرح زندگانی شاعر 172
- ولادت، وفات، مدایح و مراثی 182
- نمونه ای از شعر و احساس ملک صالح 197
- غدیریه ابن عودی نیلی 210
- اشاره 210
- شرح زندگانی شاعر 220
- اشاره 230
- غدیریه قاضی جلیس 230
- شرح زندگانی شاعر 234
- غدیریه ابن مکی نیلی 244
- اشاره 244
- شرح زندگانی شاعر 245
- غدیریه خطیب خوارزمی 253
- اشاره 253
- مشایخ، اساتید روایت 255
- شرح حال شاعر 255
- شاگردان، راویان 258
- تالیفات خوارزمی 259
- ولادت و وفات 264
- شعر خوارزمی و خطبه هایش 264
- غدیریه فقیه عماره یمنی 266
- اشاره 266
- شرح حال شاعر 267
- آئین اسلام را چرکین و سیاه دریابد و در نور هدایت غرقه سازد.
تا آخر قصیده.
و نیز درباره اهل بیت سراید:
نکرتمعرفتی لما حکم
حاکم الحب علیها لیبدم
- قاضی عشقم گفت: بجرم بی مهری خونش بریز. آشنائی قدیم را منکر آمد.
فبدت من ناظریها نظره
ادخلتها فیدمی تحت التهم
- با نگاه دلدوزش تیریبه سویم پرتاب کرد که در تار و پودم جا گرفت.
و تمکنت فاضنیت ضنی
کان بی منها و اسقمت سقم
- از رنجوری عشق برنخاسته، دردی دگر بر جانم فزود.
وصبت بعد اجتناب صغوه
بدلت من قولها: لا. بنعم
- پس از هجران و جفا راه آشتی گرفت، پاسخ آورد که " آری ". دگر از " لا " دم برنیاورد.
و فقدت الوجد فیها و الاسی
فتالمت لفقدان الالم
- با درد عشقش خو گرفته ام. اینک از رنج بی دردی در تب و تابم.
مالعینی و فوادی کلما
کتمت باح. و ان باحت کتم
- زینهار از این دل و دیده: هرگاه دیده ام راز عشق را پنهان کند، دل بغفان خیزد، و چونگریان شود، دل آرام گیرد.
- اختلافدل و دیده بدراز کشید، مصیبت و غم الفت گرفتند.
- اما مصیبت آل پیامبربالاترین مصیبتها است.
- ای زادگان زهرا. این داغ ننگ و نکوهش از چهره روزگار زدوده نخواهد شد.
یا طوافا طاف طوفان به
و حطیما بقنا الخط حطم
- ای " مطافی " که دچار طوفان بلا شد، ای " حطیمی " که پی سپر نیزه ها گشت.
- بعد از آنکه پیمان الهی را زیر پا نهند، بکدامین پیمانپای بندند؟
- کجا این دل آرام و قرار گیرد، با آنکه سیاهکاری بنی امیه پرتو انوارتان