ترجمه الغدیر - جلد 8 صفحه 62

صفحه 62

اما الرسول فقد ابان ولاءه

لو کان ینفع‌حایرا ان ینذرا

- رسول خدا اعلام کردکه او سالار امت است، اگر مردم سر گشته را اعلام خطر مفید افتد.

- سخن‌را بی پرده گفت، نه با کنایه. نامش‌با صدای رسا برد، با وجد و علاقه.

- برابر دیدگانشان بپاداشت، بر جاده‌رستگاری رهنما و رهبر ساخت.

و لقد شفی یوم الغدیر معاشرا

ثلجت نفوسهم‌و اودی معشرا

- بروز " غدیر " قلب مومنان شفا بخشید: آبی خنک بر دلها پاشید. جمعی دگر در گرداب بلا نگون ساخت.

قلعت به احقادهم فمرجع

نسا و مانع انه ان تجهرا

- از این رو کینه ها بجوش آمد: آن یک ناله را درسینه فرو خورد، رسوا نشود، آن دگر از نا امیدی می گفت: انا لله. -

یاراکبا رقصت به مهریه

اشبت لساحته الهموم فاصحرا

عج بالغری فان فیه ثاویا

جبلا تطاطا فاطمان به الثری

- ای سوار تیز تک که سمندت بزیر پا رقصان است، غمها در ویرانه دلش لانه ساخته، آرامش دل را به صحرا تاخته..

- در تپه های نجف مقر گیر، کوهی که چون جودی فروتن شد، از اینرو لنگر زمین گشت.

- با شور واشتیاق درودی نثار کن که تاریکی افق بزداید و روشنی صبح رخ نماید.

- اگر توانستی. گورستان تابناک آنرا خانه خود ساختمی، باشد که در آنجا بخاک روم.

این قصیده 48 بیت است و اولین قصیده دیوان شریف مرتضی است که در 6 جزء بترتیب سال مرتب شده، یک نسخه از این دیوان که بر خود ناظم شریف علم الهدی خوانده شده موجود است ابن شهر آشوب از شریف مرتضی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه