ترجمه الغدیر - جلد 8 صفحه 76

صفحه 76

سری مغربا بالعیس ینتجع الرکبا

یسائل عن بدر الدجی الشرق و الغربا

علی عذبات الجزع من ماء تغلب

غزال یری ماء القلوب له شربا

اذا لم تبلغنی الیک رکائبی

فلا وردت ماء و لا رعت‌العشبا

- شبانه با شتاب بر شتر نجیب رهوار راه مغرب گرفت تا مرغزاری جویدو در طلب آن ماه تابان شرق و غرب را زیر پانهد.

- بر چشمه زار قبیله تغلب غزال رعنائی مقام دارد که شراب خوشگوارش از دل عشاق مهیاست.

- اگر این مرکوبم براه درماند و از فیض حضورت محروم سازد، آبشخور و مرغزارش‌حرام باد.

منظور شریف مرتضی، همین بیت اخیر است.

ابن مطرز در پاسخ گفت: از آن هنگام که عطاو بخشش سرورمان شریف باین پایه رسیده که می فرماید:

یا خلیلی من ذوابه قیس

فی التصابی مکارم الاخلاق

غنیانی بذکرهم تطربانی

و اسقیانی دمعی بکاس دهاق

و خذ النوم من جفونی فانی

قد خلعت الکری علی العشاق

- ای دوستان مهربان، ای شریف‌زادگان قبیل قیس، عشق و دلدادگی خلق‌و خوی شریفان است.

- بیادشان سرود آغازید و دلم از طرب خرم سازید، جام‌شراب را هم از سیلاب دیده ام مالا مال کنید.

- خواب نوشین از دیدگانم بزدائید که من خواب ناز را بر سایر عشاق به خلعت و عطا بخشوده ام.

از آن هنگام که شریفمان سید مرتضی عطائی را به خلعت می بخشد که در اختیار او نیست و نه کسی آنرا پذیرا می شود، مرکوب زیر پایم به این بدبختی و بی نوائی دچار گشته است. با این جواب بموقع و زیبا، شریف دستور فرمود جائزه ای بدو عطا کردند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه