- پیشگفتار 1
- آزادی عقیده با حفظ وحدت اسلامی 7
- نامه دفتر مخصوص سلطنتی 10
- تقریظ آیه الله حاج میرزا عبدالهادی شیرازی 11
- نامه هایی از لندن 13
- نامه ای از بغداد 15
- مقدمه مولف 18
- شعراء غدیر در قرن 06 20
- اشاره 20
- شخصیت اقساسی 21
- شرح حال خاندان اقساسی 22
- یکی دیگر از خاندان اقساسی 23
- نیای اقساسی 26
- داستان طی الارض امیر المومنین 37
- آیا طی الارض محال است؟ 40
- قصه های عامه در مورد طی الارض 42
- شگفت از این تعصب بی جا 50
- حدیث برگرداندن خورشید برای امیر المومنین 51
- نماز هزار رکعت 54
- پاسخ پندارهای ابن تیمیه 55
- مشکل اوراد و ختم ها 67
- مشکل ختم قرآن 70
- محدث در اسلام 81
- نصوص اهل سنت 81
- نصوص شیعه درباره محدث 89
- داوری و انصاف 92
- علم امامان شیعه به غیب 97
- حقیقت علم غیب 98
- علم غیب مخصوص به خدا؟ 106
- گفتاری با قصیمی 110
- نقل جنازه ها به مشاهد مشرفه 120
- زیارت مشاهد مشرفه خاندان پیغمبر 150
- ترغیب به زیارت قبر پیامبر اکرم 162
- گفتار بزرگان مذاهب چهارگانه پیرامون زیارت قبر پیامبر بزرگوار اسلام 184
- فروع سه گانه 214
- آداب زیارت پیامبر اکرم طبق نظر علماء اهل سنت 221
- زیارت پیامبر بزرگوار اسلام 229
- زیارت 02 230
- زیارت 03 231
- زیارت 04 231
- زیارت 05 232
- زیارت 07 233
- زیارت 06 233
- زیارت 08 234
- زیارت 09 235
- دعای بالا سر پیامبر اکرم 236
- درود بر پیامبر پاک 239
- توسل و استشفاع به قبر شریف 241
- تبرک به قبر شریف 245
- زیارت عمر بن خطاب 259
- زیارت ابی بکر بن ابی قحافه 259
- وداع از حرم شریف 262
- زیارت ائمه بقیع و دیگر زیارتگاه های آن 263
- زیارت شهداء احد 264
- زیارت بقیه شهداء 265
- زیارت حمزه عموی پیامبر بزرگوار اسلام 265
- مصادر و منابع این بحث 270
- ترغیب به زیارت قبور 272
- آداب زیارت قبور 279
- چگونگی زیارت اهل قبور 279
- نذرها برای اهل قبور 297
- قبوری که زیارت می شوند 303
- فضیلت زوار قبر احمد 329
- برکت قبر احمد و جوار آن 330
- آخرین گفتار درباره زیارت قبور 340
گفته است ".
5- ابو الفتح قواس می گوید: زمانی آن چنان فقیر و بیچاره شده بودم که دو خانه ام جز کمان و کفشم که مورد استفاده بود چیز دیگری نبوده است، تصمیم گرفتم آنها را بفروشم در آن روزی که می خواستم آنها را بفروشم، روزی بوده که " ابی الحسین بن سمعون " جلوس داشته است، با خود گفتم اول به مجلس مزبور می روم آنگاه بر می گردم و کمان و کفشم را می فروشم (باید توجه داشت که قواس کمتر پیش می آمد که از رفتن به مجلس ابن سمعون تخلف کند) و چنان کردم و به مجلس مزبور وارد شدم، هنگامی که می خواستم از مجلس بیرون آیم، ابو الحسین مرا صدا زد و گفت: " ابو الفتح کفش ها و کمانت را نفروش، زیرا خداوند به زودی از پیشش روزیت خواهد داد ".
6- حافظ ابن کثیر در تاریخ بخش جلد 12 صفحه 144 می گوید: از عمر خطیب اردشیر بن منصور ابو الحسین عبادی زیاد گذشته بود و گاهی در مجلسش بیش از سی هزار نفر از مردان و زنان شرکت می کردن، یکی از آنها می گوید: " روزی بر او وارد شدم که، اب کوشت می خورد با خود گفتم؟ ای کاش زیادی آن را به من می داد و می نوشیدم تا حافط قرآن شدم، او هم زیادی آن را به من داد و گفت: ابن را با همان نیت بخور. من هم آن را نوشیدم خداوند به من حفظ قرآن را روزی فرمود ".
7- ابو الحارث اولاسی می گوید: از قلعه " اولاس " به قصد دریا بیرون می رفتم، یکی از برادران به من گفت: غذای مخصوص " عجه " برایت آماده کردم ام نرو تا از این غذا میل بفرمائی، من هم قبول کردم و نشستم و با او از آن غذا خوردم آنگاه کنار دریا رفتم و به ابراهیم بن سعد (ابو اسحاق حسنی) علوی که مشغول نماز بوده برخوردم و با خود گفتم: شک ندارم که او می خواهد بگوید: با من روی