ترجمه الغدیر - جلد 11 صفحه 309

صفحه 309

یعنی بفقر ایشان رد کن.

عسکری در اولیانش و سیوطی در تاریخ الخلفاء ص 93 گویند که عمر اول کسی بود که ازاسب زکوه گرفت.

امینی گوید: ظاهر روایت اول میرساند که خلیفه نمیدانست که زکاه باسب و برده تعلق نمیگیرد و برای همین‌حکم را معلق کرد بانچه که دو صاحب قبلی او کرده بودند و نیز نمیدانست که‌آنها چه کرده اند که با صحابه مشورت کرد. پس مولای ما امیرالمومنین علیه‌السلام اشاره فرمود که زکاه ندارد و فرمود خوبست که از ایشان از باب بر و احسان گرفته شود اگر بدعت مداوم نشودبعد از او که چون جزیه و مالیات گرفته‌شود. لکن خلیفه گوش باین حکمت بالغه‌نداد و پیروی از سابقین خود هم نکرد. پس دستور داد بگیرند و برگردانند بایشان و یا بفقرائشان.

و در روایت دوم ندانست که حب صاحب مال حکم شرعی ثابت نمیکند و امام علیه السلام او را متنبه نمود باینکه مبادا جزیه باشد همین طور خلیفه در عملش پیشی گرفت تا آنکه قومی بعد از او آمدند واو را اول کسی قرار دادند که از اسب زکوه گرفت و اعتماد بر عمل او کردند پس میان آنها و کسانیکه پیروی از سنت‌پیامبر کردند در عدم تعلق زکاه باسب‌نزاع و زد و خورد واقع شد.

رای خلیفه در شب قدر

از عکرمه نقل شده که گفت: ابن عباس گفت: عمربن خطاب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه