ترجمه الغدیر - جلد 12 صفحه 395

صفحه 395

نشانه هائی ای مرد.

و گریه کن‌بر این ماه هائی که در خاک غروب کرده‌بعد از کمالش که نورشان تاریکی ها رافرا میگرفت.

و گریه کن لبهائی را که از تشنگی تر نشدند ولی بر آنها از جریان خون تری و رطوبت بود.

ای آل احمد ای کشتیهای‌نجات و کسانیکه بعد از پروردگار عرش بر ایشان اعتماد دارم.

و حق شماست که ماه محرم بر من طلوع نکند مگر آنکه مرا چشمانی باشد که به بیخوابی سرمه شود.

و طلوع نکند بما مگر آنکه‌از مژگانم اشک در گونه ام شروع و چون‌باران تند جاری باشد.

برای اندوه و مواسات با شما و برای مملوک و غلام بخلی در ریختن اشک بر مالکینش نباشد.

پس اگر یاری من از شما فوت‌شد پس مدح و ثنای من به بزرگی شما همواره ما دامیکه زنده باشم متصل است.

پس پیشکش شما از (علی (ع» بنده غلام شما این قصیده ممتازیکه مدح و غزل دلپذیر است.

رقیق و روانست پس معنائی نیکو و روان دارد که شیبه نیست بهفت قصیده طولانی.

من‌آنرا مهیا کردم برای اینکه سپری باشداز سوزش آتش بر افروخته و بان امیدوارم بهشتی را که جوی هایش عسل است.

درود خدا بر شما باد مادامیکه بلبلی بر گلی از خوشی نغمه سرائی کندو شب بر جهان پرده تاریکی افکند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه