ترجمه الغدیر - جلد 12 صفحه 397

صفحه 397

متمایل میشوند.

و تو برای گروه آهوان آفریده نشده ای و جز این نیست که خلق تو از آنها در کمال از عدول است.

و من بودم که گریه می کردم و خانه ها مانوس و آباد بود و سیر نکردبرای رونده گان برگشتنی از سفر.

پس چگونه و حال آنکه مزار دور است و ترسیدند گروهی نزدیک شدن و جدائی و رفتن را...

هر گاه غایب شدند از خانه حله بابل پس نکشد مرایری در آن دامنش را.

و لبهای ابر خندان‌نشود در آن و از شبنم آن باقیمانده های منازل سبز نشود.

و نوزید نسیم تندی و سیر نکرد در شبی بر این ویرانه ها شب نمی.

و صادر نشد از آن‌ملامتی و ظاهر نشد بان چراننده ای که‌میان فصل های آن کودک از شیر گرفته ای باشد.

و نمایان نشد در لباس سبز برای کبوترها در شاخه ها بغبغو و چهچه ای.

و چه سودی در آنست و حال آنکه اهلی نیست و انجمن آن از آنکه پیمان بستی خالی است.

و مخفی‌میکند از آن آشنای آن پس اهل آن بیگانه و در آن بیگانه آشناست.

رعایت کرد خدا را در ایامی در سایه جنابش و ما در سمت شرقی اثیل منزل کرده بودیم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه