- پیشگفتار 1
- آیاتی که با دستبردنشان به ابوطالب چسبانده اند 2
- شعراء غدیر در قرن 09 2
- نکوهش گزافه گویی در برتر خوانی ها 2
- داستان آبکینه 36
- سروده هایی در ستایش ابوطالب 42
- پاسخ فرشته به دشنامگوی خلیفه 49
- سخنرانی پیامبر در برتری بوبکر 54
- ستایش پیشوای گروندگان از خلیفه 59
- بوبکر و شبی که در آن شکاف کوه گذراند 68
- اهریمن خود را مانند بوبکر نمی نماید 76
- بوبکر هرگز پیامبر را اندوهگین نساخت 78
- فرازهایی از نامه خدا که درباره بوبکر فرود آمده 80
- نگاهی به دارایی بوبکر 81
- آیه ای که از نظر سنیان به ستایش علی آمده 89
- گزاف گویی در برتری های عمر 97
- سخنانی درباره دانش عمر 99
- عمر از همه یاران پیامبر، قرآن دانتر و آئین شناستر است 101
- اهریمن از عمر می گریزد 104
- دستورهای پیامبر درباره خوانندگی و بازیگری 112
- آوازه خوانی در چهار مذهب 116
- نگاهی به آن داستان ها 120
- اندیشه عمر درباره آوازه خوانی 126
- چهار نمایش شگفت انگیز و بزرگوارانه از عمر 132
- نامیده شدن عمر به فرمانروای گروندگان 138
- عمر نادرستی را دوست نمی دارد 144
- فرشتگان با عمر پسر خطاب سخن می گویند 146
- کاغذی در جامه مرگ عمر 147
- زبان و دل عمر 148
- خواب دیدن برانگیخته خدا درباره دانش عمر 150
- عمر و گریختن اهریمن از وی 152
- گزاف گویی در برتری های عثمان 157
- داوری او درباره زنی که شش ماهه زائید 157
- عثمان نماز سفر را شکسته نمی خواند 159
- نگاهی به برداشت خلیفه 166
- کیش این گذشتگان همان سیاست روز بوده است 191
- خلیفه آئین های کیفری را پایمال می کند 196
- آوای سوم به دستور خلیفه 206
- خلیفه خانه خدا - کعبه- را پهناور می نماید 212
- اندیشه خلیفه درباره متعه حج 214
- خلیفه خون بی گناهان را پایمال می کند 217
- بهانه ساختگی 233
- اندیشه خلیفه درباره جنابت 237
- آیین نامه های پیامبر درباره جنابت 238
- نسبت های دروغین به صحابه 243
- خلیفه گزارش پیامبر را پنهان می کند 249
- اندیشه خلیفه درباره زکات اسب 256
- عثمان برنامه سخنرانی را پیش از نماز انجام می دهد 264
- دستور خلیفه درباره خونبها و کشتن کشنده 275
- برداشت خلیفه درباره خواندن حمد و سوره در نماز 285
- چهره گسترده گزارش از زبان احمد 290
- برداشت شافعی 296
- برداشت مالک 297
- برداشت حنبلیان 298
- برداشت خلیفه درباره نماز مسافر 304
- نظریه خلیفه درباره شکار حرم 307
- آیین نامه پیامبر 312
- دعوایی که خلیفه آن را به نزد علی می فرستد 320
- نظریه خلیفه در عده مختلعه 323
- نظر خلیفه درباره زنی که شوهرش گم شده 328
- خلیفه حکم خدا را از ابی فرا می گیرد 338
- خلیفه سنت پیامبر را از یک زن می آموزد 338
- نظریه خلیفه درباره احرام پیش از میقات 340
- اگر علی نبود عثمان هلاک می شد 349
- عقیده خلیفه در جمع میان دو خواهر برده 351
- دروغی که به علی بسته شده 353
- نگاهی در دلیل جمع میان دو خواهر 358
- فتوای خلیفه درباره این که دو برادر مانع از رسیدن ثلث میراث به مادر می شوند 364
- فتوای خلیفه درباره زن معترف به زنا 370
به این صورت نشان می دهم که از همین جا احرام ببندم و از نیشابور احرام بست و چون بر عثماندر آمد عثمان وی را برای کاری که انجام داده بود نکوهید و گفت کاش تو همان هنگام را که مردم از آن احرام می بندند ملازم می شدی و نگاه می داشتی
عبارتی دیگر از راه محمد بن اسحاق: گفت: عبدالله بن عامر به آهنگ عمره از نیشابور بیرون شد و از همان جا نیز احرام بست و احنف بن قیسرا به جای خویش در خراسان نهاد و چونعمره خویش بگذارد به نزد عثمان شد- و این در همان سال قتل عثمان بود- پس عثمان بوی گفت: تو با احرام بستناز نیشابور به عمره خویش مغرورشدی.
و ابن حزم در المحلی 77:7 می نویسد از راه عبدالرزاق- و او از معمر و او از ایوب سختیانی و او از محمد بن سیرین- آورده اند که عبدالله بن عامر از حیرب احرام بست و به نزد عثمان شد او وی را نکوهید و به او گفت: مغرور شدی و عبادتت بر تو سبک شد و در عبارت ابن حجر: بخویش مغرورشدی.
و ابن حزم گوید: ابو محمد (کنیه خودش است) گوید: عثمان کاری را که به عقیده او نیکو یا روا بود عیب نمی شمرد و کاری را عیب می شمرد که نزد او ناروا باشد بخصوص که خود توضیح داد که آن کار، سبک شمردن عبادت است و سبک شمردن عبادت روا نیست زیرا خداوند دستور داده شعائر حج را بزرگ بدارند.
گزارش بالا را ابن حجر نیز در الاصابه 61:3 آورده وگوید: ابن عامر برای سپاسگزاری از خدا، از نیشابور احرام بست و بر عثمان در آمد و او وی را- به خاطر به هلاکت افکندن خویش با آن عبادت- سرزنش کرد. سپس گوید: عثمان خوش نداشت که وی از خراسان و کرمان احرامببندد سپس حدیث را از طریق سعید بن منصور و ابوبکر ابن ابی شیبه آورده وآن جا می خوانیم: ابن عامر از خراسان احرام بست و نیز آن را از طریق محمد بن سیرین و بیهقی آورده و گوید: