ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 107

صفحه 107

و با آنها جنگید و کشته شد، و " معاویه بن حدیج " و " عمر و بن عاص " او را در پوستین خزی داخل کرده و آتش زدند. این فاجعه در ناحیتی از مصر بنام " کوم شریک " اتفاق افتاد. نقل کرده اند که این جنایت در حالی صورت گرفت که هنوز " محمد بن ابی بکر " رمقی از حیات داشت.

خبر کشتن " محمد " که به " معاویه " و یارانش رسید، خیلی شادمانی و خوشحالی کردند. و خبر کشته شدن " محمد " و شادمانی " معاویه " را که به " علی " علیه السلام رساندند، فرمود:

" به همان اندازه که آنها شادی می کنند، ما اندوهگینیم و از آغاز جنگ تا کنون، من درباره هیچ کس به این اندازه ناله و اندوه نداشته ام. او دست پرورده من بود و من او را فرزند خود می شمردم و انیهمه حزن و اندوه بی جهت نیست. چرا که او مرد نیکوکار و برادر زاده من بود این قربانی را در راه خدا می دهیم. "

"عبدالرحمن فزاری " که از طرف حضرت " علی " علیه السلام در " شام " خبر گزار بود، به حضور حضرتش آمد و چنین گزارش داد:

" از شام که بیرون آمدم، نمایندگانی از جانب عمرو بن عاص مژده می آورند که مصر را فتح کرده اند و محمد را کشته اند. حتی قتل او را بر منابر اعلام کردند.

ای امیر مو منان، من تا کنون خیلی کم ناظر چنین شادمانی بودم و این خوشحالی مردم شام را از شنیدن خبر قتل محمد کم نظیر دیدم ".

" علی " علیه السلام فرمود: " اما اندوه ما، چندین برابر مسرت آنها است ". و در این باره، آنچنان اندوهگین و متاثر شد که آثار آن بر چهره اش نمایان بود.

آن بزرگوار همچنین خطبه ای در میان مردم خوانده، خدا را حمد و ثنا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه