ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 174

صفحه 174

" ابن زملکانی " و " ابن کثیر " نقل کرده است.

ابو مسلم به وسیله دعایی که کرد از دجله گذشت

" ابو مسلم خولانی " روزی بر کنار " دجله " آمد و در آن روز، " دجله " جزر و مد داشت و امواجش به ساحل می خورد. " ابو مسلم " ایستاد و خدای تبارک و تعالی را حمد و ثنا گفت و روانه شدن " بنی اسراییل را از دریا یاد کرد، آنگاه مرکب خود را بر " دجله " راند و وارد آب شد و مردم هم به دنبال او از آن گذشتند.

این روایت را " ابن عساکر " در " تاریخ " خود 317:7 نقل کرده است.

تسبیح ابومسلم در دستش خدا را تسبیح می گوید

" ابو مسلم خولانی " تسبیحی در دست داشت که پیوسته با آن خدا را تسبیح می گفت. یکبار خوابش در ربود و تسبیح بر بازوی او پیچیده و شروع کرد به تسبیح گفتن. و در حالی بازوی او می پیچید، می گفت: " منزهی تو ای رویاننده گیاهان ای پاینده همیشگی ". " ابو مسلم " به زنش گفت: ای مسلم بیا و این شگفت ترین شگفتی ها را ببین " او که آمد، دید تسبیح در بازوی " ابو مسلم " دور می زند و " سبحان الله می گوید. چون نشست تسبیح خاموش شد. این روایت را حافظ " ابن عساکر " در " تاریخ شام " آورده است. 318:7

گروهی بدون توشه و آذوقه سفر می کنند

گروهی پیش " ابو مسلم خولانی " آمده و گفتند: " آیا با ما به حج می روی؟ " گفت: " بلی، هر گاه یارانی پیدا کنم ". گفتند: " ما یاران توایم و با تو همراهی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه