ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 176

صفحه 176

دعای ابومسلم به نفع و ضرر یک زن

" ابو مسلم خولانی " وارد خانه که شد، در وسط خانه تکبیر می گفت، آنگاه داخل خانه می شد، لباس و کفش خود را در می آورد، نزد همسرش می آمد و با او غذا می خورد. یک شب آمد و تکبیر گفت، اما جوابی نشنید. در آن موقع خانه او چراغ نداشت و همسرش هم نشسته بود. عصا به زمین زنان، به او نزدیک شد و گفت:

" چه شده است که جواب نمی دهی؟ همسرش گفت: " مردم همه رفاه هستند، و تو ابو مسلم هر گاه پیش معاویه می رفتی، او دستور می داد خدمتگذاری به ما می داد و چندان مال میداد که به خوشی با آن زندگی می کردی ". " ابومسلم " گفت:

" خدایا هر کس فکر همسر مرا خراب کرده، او را کور کن ". پیش از او زنی آمده بود و به زن " ابو مسلم خولانی " گفته بود: " هر گاه به شوهرت بگویی از معاویه خدمتگزاری بخواهد تا شما را کمک کند، می پذیرد ". در همین موقع که آن زن در خانه خود نشسته بود ناگاه چشمش تاریک شد. گفت:

" چراغ بیاورید که چراغ ما خاموش شد ". گفتند: " نه، چراغ خاموش نشده ". گفت: " بخدا که چشم من کور شد ". این زن نزد " ابو مسلم آمد و پیوسته از او خواهش می کرد و به خدا سوگند می داد که دعا کند خدا نور چشمش را باز گرداند. " ابو مسلم " دعا کرد و بینایی زن به او باز گشت و زن به آن حال نخستین خود بر گشت. " ابن عساکر " در " تاریخ " خود این مطلب را نقل کرده. 317:7.

" امینی " می گوید: دارنده این معجزات چقدر سنگدل بوده که زن مسلمانی را، بدون گناهی که مستوجب این کیفر باشد، کور کرده. مراجعه به " معاویه " هم مثل دیگر مسلمانان، چه سودی می توانست داشته باشد: او فقط از نظر آنها امیر بحساب می آمد. - و این مرد در صف اول هواداران او بود - بخاطر آنکه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه