ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 181

صفحه 181

می گیرد یا چرا از طریق عترت طاهره باید این موضوع به ما برسد، لکن همه اینها در جوهریت امکان، تاثیر نمی گذارد و عقلا و شرعا این موضوع ناروا و ناممکن نیست.

و این داستان " ابن خراش " چقدر فاصله دارد با آنچه " ابن سعد "در " طبقات " خود آورده 273:3 و از " سالم بن عبدالله بن عمر " نقل کرده که گفته است: " شنیدم مردی از انصار می گفت: از خدا خواستم که عمر را به خواب من بیاورد. پس از ده سال او را در خواب دیدم و او عرق را از پیشانی خود پاک می کرد. " پرسیدم: " ای امیر مومنان چه می کنی "؟ گفت: " الان فارغ شدم. هر گاه رحمت پروردگار نبود، من هلاک می گشتم ". " سیوطی " در " تاریخ الخلفا"ص 99 این موضوع را آورده است.

و" ابن جوزی " در " سیره عمر " ص 205 از " عبدالله بن عمر " نقل می کندکه گفته است: " عمر را در خواب دیده و پرسیده است چه کار می کنی؟ و او گفته است حالم خوب است. هر گاه پروردگار را بخشاینده نمی یافتم، از مکان خود می افتادم و ساقط می شدم. آنگاه پرسید: پس از چند وقت، از حساب فراغت یافته ای؟ گفته است: پس از دوازده سال. و اضافه کرده که الان از حساب فارغ شدم ". و نظیر این روایت را حافظ " محب طبری " در " ریاض " 80:2 آورده است.

این موقعیت و تنگنای " عمر " است در حساب، که ملاحظه می کنیم که هرگز پروردگار با روح و ریحان به استقبال او نرفته و لباس حریر سبزش نپوشانده است، و رسول الله صلی الله علیه و اله در انتظار نماز او نایستاده است. و پس از دوازده سال از حساب فراغت یافته، که هرگاه رحمت پروردگار نبود، هلاکت ابدی می یافت. پس این را مقایسه کنید با " ابن خراش " که به آن سرعت پیش رفته است و آینده این هر دو را ملاحظه و داوری کن.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه