ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 215

صفحه 215

درخت خرما قلم احمد را می گیرد و حمل می کند

" ابو طالب علی بن احمد " نقل می کند: " یک روز بحضور ابو عبد الله رسیدم.

او املامی کرد و من می نوشتم. قلم من شکست. او قلمی بر داشت و به من داد و من آنرا پیش ابو علی جعفر. آورده و گفتم: این قلمی است که عبد الله آنرا به من داده‌است. او به غلام خود گفت که قلم را از او بگیر و بر درخت خرما قرار بده. شاید آنرا حمل کند. قلم را روی آن گذاشت و درخت آنرا برداشت ". مختصر طبقات الحنابله ص11.

کشف عورت احمد و کرامت او

" ابن کثیر " در تاریخ خود 335:10 نقل کرده است: احمد بن حنبل را که سرپا نگهداشتند تا بزنند، - هنگامی که معتصم او را زد - بند شلوارش قطع شد و او ترسید که شلوارش از پای بیفتد و عورتش نمایان شود، لبهای خود را به حرکت آورده و دعائی بر خدا خواند. شلوارش به حال اول برگشت. روایت شده که او در دعای خود گفته بود: ای پناه خواهندگان. ای خدای عالمیان، هر گاه می دانی که من برای تو بحق قیام کرده ام، پس آبروی مرا مبر ".

آتش سوزی و غرق شدن و کرامت احمد

" ابن جوزی " در " مناقب احمد " ص 297 به نقل از " فاطمه دختر احمد " روایت می کند که او گفت: در خانه برادرم صالح که تازه با قبیله میاسیر ازدواج کرده بود و آنها جهیزیه ای در حدود چهار هزار دینار برای او فرستاده بودند، همه آنها آتش گرفت و سوخت. صالح می گفت: من از اینکه دارائی ام از دست رفت، غمگین نیستم. فقط از سوختن لباسی که مال پدرم بود و پدرم در آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه