ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 22

صفحه 22

بودند، اینک دلم بتنگ آمده است.

- ای کسانی که فرزندان دلبند همچون پی و استخوانم را که از من گرفته اند، دیده اید.

- اخبار درندگی بسر را به من گفتند، لکن من آنرا دروغ پنداشتم و باور نکردم.

- تا بدانجا که مردانی را که بوی شرف به مشامشان رسیده، دیدم و این سخن را گفتند.

- اینک بسر را که سزاوار هر نفرینی می دانم و او و همه یارانش تبهکارند.

- چه کسی این مادر دلداده و سرگشته را، به دو فرزندش که چندی است از دست داده، برساند؟ ".

نقل کرده اند: حادثه کشتن این دو کودک را به دست بسر، که به علی علیه السلام اطلاع دادند، ناله بلندی سر داد و از خدا خواست که لعنت خود را شامل او کند.

فرمود: خدایا نعمت دین را از او بگیر و از دنیا مبر، مگر آنکه عقل را از او گرفته باشی. این دعا مستجاب شد و او عقل خود را باخت و پیوسته هذیان می گفت و شمشیری چوبین بدست می گرفت و خیک دمیده ای در جلو داشت که بر آن آنقدر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه