ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 246

صفحه 246

ظاهری روایت کرده که از ابو حسین بن سمعون شنیده است که می گفت: از مدینه رسول صلی الله علیه و اله به قصد زیارت بیت المقدس بیرون آمدم و همراه خود خرمای صیحانی داشتم. چون به بیت المقدس رسیدم، خرما و دیگر آذوقه خود را، در جایی که بنا بود اقامت کنم گذاشتم. پس از آن، به خوردن رطب تازه هوس کردم و با کراهت آمدم که خرمای خود را بخورم. در شگفت ماندم که از کجا رطب آماده شده، چرا که هنگام افطار که غذا میل کردم، دیدم که رطب تازه است آماده شده، چرا که هنگام افطار که غذا میل می‌کردم، دیدم که رطب به حال اول (خرمای کهنه) باز گشته بود و از آن خوردم ".

" ابن العماد " در " شذرات " 126:3، این مسئله را آورده است.

ابن سمعون از خوب کسی که در حال خواب است خبر می دهد

" ابن جوزی " در " المنتظم " 199:7 از طریق " ابو بکر خطیب بغدادی " از " ابو طاهر محمد بن علی بن علی بن علاف " نقل می کند که گفته است: " یک روز در مجلس وعظ ابو الحسین ابن سمعون حاضر شدم و او بر صندلی خود نشسته و سخن می گفت. ابو الفتوح قواس نیز بر کنار او پهلوی صندلی نشسته بود، و او را خواب در ربود و خوابید. ابو حسین که او را چنین دید، ساعتی از سخن گفتن باز ایستاد، تا ابو الفتح بیدار شد. هنگامی که او سر خود را بلند کرد، ابو حسین به او گفت:

رسول الله صلی الله علیه و اله را در خواب می دیدی؟ گفت: آری. ابو حسین گفت: بخاطر همین بود که من سخن خود را قطع کردم، که مبادا این رشته لطف بریده و منقطع گردد ".

ابن سمعون و شفای دختر رصاص

" ابن جوزی " در " المنتظم " 198:7 حکایت کرده است: " رصاص زاهد،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه