ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 247

صفحه 247

پیوسته پای ابن سمعون را می بوسید و دست بر نمی داشت. از او در مورد علت این کار پرسیدند. گفت در خانه دختری دارم، بر پایش نیش زخمی در آمده بود، رسول الله صلی الله علیه و اله را در خواب دیدم، به من فرمود: به ابن سمعون بگو پایش را بر روی آن بگذارد تا بهبودی یابد. فردا صبح زود که بخدمتش رسیدم، دیدم جامه هایش را پوشیده است. بر او سلام کردم. گفت بسم الله. عرض کردم. گفتم شاید کاری دارد. با او براه می افتم و در راه داستان دختر را برایش شرح می دهم.

به خانه ما آمد. گفت: بسم الله، من وارد شدم و دختر را آوردم و روی او چیزی انداختم و او پایش را بر روی آن گذاشت، و برگشت. دختر در حالی که بهبودی کامل یافته بود، برخاست و از این رو من همیشه پای او را می بوسم ".

فرشته ای بر ابوالمعالی نازل می شود

" ابو المعالی بغدادی " متوفی سال 496 از پارسایان و زهاد بود. نقل کرده که در ماه رمضان، گرفتار فقر شدیدی شد. خواست که برای گرفتن قرض نزد یکی از دوستان برود. می گوید من در این اندیشه بودم. که پرنده ای بر دوش من نشست و گفت: ای ابو المعالی، من فلان فرشته هستم، تو پیش آن شخص نرو، ما خود او را پیش تو می آوردیم. آن مرد فورا پیش من آمد.

این روایت را " ابن جوزی " در " المنتظم " 136:9 و " ابن کثیر " در " تاریخ " خود 163:2 آورده است.

(نویسنده گوید:) از " ابن جوزی " شگفت نیست، چرا که هر جا به منقبی از مناقب خاندان رسول صلی الله علیه می رسد، آنرا به ساختگی بودن و ضعف و سستی منسوب می کند، لکن این خز عبلات را مسلم قلمداد کرده و هرگز در ضعف اسناد آن سخن نمی گوید، و در محال بودن و بی اساس بودن متون اینها هیچ چیزی نمی گوید. همه اینها دلیل بر آن است که " ابن جوزی در باره کسی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه