ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 263

صفحه 263

خاندان اموی است و بس؟

و همین " ابن عماد " در " شذرات الذهب " خود از " یونینی " که ذکرش خواهد آمد، نقل کرده که گفته است: " یک روز عدی بن مسافر به من گفت: برو به جزیره ششم در دریای محیط،آنجا مسجدی می بینی وارد شو، شیخی می بینی که در آنجا است، بدو بگو که شیخ عدی بن مسافر سفارش کرده که از اعتراض پرهیز کن. و کاری را بر خود مپسند که در آن اراده نداشته ای. عرض کردم:

ای آقای من، چگونه من می توانم به بحر محیط بروم؟ او از میان دوشهایم مرا راند.

ناگاه خود را در بحر محیط یافتم و در مسجدی بود داخل شدم. شیخ مهیبی را دیدم به فکر فرو رفته. سلام عرض کردم و پیام را رساندم. او گریه کرد و گفت: خدا به او جزای خیر بدهد. عرض کردم: ای آقای من چه خبر است؟

گفت بدان که یکی از خواص هفتگانه در نزع است و نفس وارده من از راه بلند پروازی - خواسته که من بجای او باشم. و این تفکر من تمام نشده بود که تو رسیدی، عرض کردم ای آقای من چگونه من به کوه هکار می توانم برسم؟ از میان دو شانه‌ام زد ناگاه خود را در زاویه شیخ عدی یافتم. او به من گفت: او یکی از خاصان ده گانه است ".

" امینی " گوید: جنون هم انواع و فنون دارد و باریکترین آنها جنون هواداری و غلو در فضایل است.

عبدالقادر مرغی را زنده می کند

" یافعی " در " مرآت الجنان " 356:3 می نویسد: " شیخ امام فقیه عالم مقری ابو الحسن علی بن یوسف بن جریر بن معضاد شافعی لخمی در باره مناقب شیخ عبد القادر، با سندی از پنج طریق رسیده از گروهی از بزرگان و عرفای مشهور که شیوه اقتدار را برگزیده اند، روایت کرده است که گفته اند: زنی پسرش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه