ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 279

صفحه 279

" شیخ محمد موصلی " مشهور به " غزلانی " که به سال 605 وفات یافته است، از " شیخ محمد ابی عبد الله بن تاج بن قاضی یونس موصلی " روایت می کند که گفت:

" با گروهی از علمای موثق موصل، به زیارت شیخ محمد غزلانی قدس الله سره رفته هنگام غروب بود. غاری که در آن ساکن بود، بسیار تاریک بود، بودیم در حالی که چنانکه یاران از تاریکی ناراحت بودند. او از این اندیشه ما پرده برداشت و لبخندی زد و گفت: ما اینجا روغن و چراغ نداریم که روشن کنیم. آنگاه به درخنی اشاره کرد که رو بروی غار بود. از شاخه های آن چنان نور متجلی شد. که تمام کوهسار را روشن کرد. و بخدا سوگند که هیچ شبی را خوش وقت تر و شادابتر از آن شب به سر نیاورده بودیم ".

" امینی " می گوید: بخوانید و تعقل کنید و به داوری برخیزید.

شاطبی از جنایت شخص جنب آگاه است

" چزری می گوید ": یکی از مشایخ مورد اعتماد. از اساتید خود روایت کرده: " شاطبی قاسم بن فیره نابینا صبحها در فاضلیه بغلس نماز می خواند.

آنگاه به تعلیم قراءت قرآن می نشست و مردم در رفتن به حضور او بهنگام شب با هم پیشدستی می کردند، و هر گاه که می نشست، فقط می گفت: هر کس اول آمده، او بخواند. آنگاه بترتیب نوبت آمدن از دیگران شروع می کرد. اتفاقا یک روز گفت: آن کسی که نفر دوم است، بخواند و اولی ماند و نخواند. اصحاب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه