ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 57

صفحه 57

احمق هستید؟ ".

در عبارت " الکامل " آمده است که گفت: " بدنهایتان با من و دلهایتان با حجر احمق است. بخدا سوگند، باید ثابت کنید که از هواداری ایشان مبرا هستید، و گرنه گروهی را بر شما بر می گمارم که کجی ها و انحرافات شما را اصلاح می کند ". گفتند: " معاذالله، که ما جز اطاعت و خشنودی تو اندیشه ای داشته باشیم ". آنگاه گفت: " پس هر کدام شما بر خیزد و هر کس از طایفه و اطرافیانش را که با حجر همراه است، به اینجا دعوت کند ". گروه زیادی از "حجر" برگشتند. " زیاد " به رئیس شرطه اش گفت: " برو و حجر را بیاور. هر گاه نیامد، با او و همراهانش بجنگ و بر آنها شمشیر بکش تا اینکه او را پیش من بیاوری ".

فرمانده لشکر آمد و او را فرا خواند. یارانش نپذیرفتند. آنگاه به آنها حمله کرد. در آن حال، " ابو عمر طه کندی " به حجر گفت: جز من کسی که شمشیر داشته باشد، نیست که از تو دفاع کند. چه بادی کرد؟ برخیز و به قبیله خودت ملحق شو، تا آنها ترا نگهبانی کنند. سپس برخاست در حالی که " زیاد " هم تماشا می کرد و بر فراز منبر نشسته بود. یاران " زیاد " آنها را محاصره کردند.

مردی به نام " بکر بن عبید" با عمودی بر سر " عمر و بن حمق " - از یاران حجر - زد و او افتاد و دو نفر مرد از طایفه " ازد " حمله کردند و او را به خانه مردی آوردند، بنام " عبیدالله " بن موعد ازدی ". یکی از شرطه ها دست " عائد بن حمله تمیمی " را با شمشیر برید، و دندان هایش را شکست و عمودی از یکی از شرطه ها گرفت و با او جنگید، و از " حجر " و اصحاب او حمایت کرد، تا اینکه از ابواب " کنده " خارج شدند.

" حجر " به همراهی " ابو عمر طه " به سوی " دار حجر " بیرون رفت. گروهی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه