ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 70

صفحه 70

مگر اینکه او را گرفته و پیش " زیاد " می آوردند و باز جوئی می کردند و در مورد " عبدالله " می پرسیدند، تا اینکه " عبدالله " خارج شد و مدتی در میان قبیله " بحتر " پنهان گردید. " عبدالله " به " عدی " پیام فرستاد که هر گاه دوست داری من بیایم و با تو پیمان ببندم. " عدی " در پاسخ گفت: " بخدا هر گاه تو زیر پاهای من بودی هرگز قدم از روی تو بر نمی داشتم و از تو نمی گذشتم ". زیاد، عدی را خواست و به او گفت: " من ترا آزاد کردم به شرطی که او را به کوفه ببری و در میان کوههای " طی " اقامت کنید. او موافقت کرد، آنگاه بر گشت و به " عبدالله بن خلیفه " پیغام داد: " خارج شو که هر گاه ببینم خشم او فرو نشسته است، با او صحبت می کنم تا از تو دست بردار شود، انشاء الله ". سپس بطرف دو کوه " طی " بیرون آمد و پیش از مرگ " زیاد " در آنجا وفات کرد.

گواهی دروغ بر علیه حجر

زیاد، دروازه نفر از اصحاب حجر بن عدی را در زندان جمع کرد. و نیز روسای محله ها را احضار کرد که عبارت بودند از: " عمرو بن حریث " رئیس محله " اهل المدینه "، " خالد بن عرفطه " رئیس محله " تمیم " و " همدان "، " قیس بن ولید " رئیس محله " ربیعه " و " کنده "، و " ابو برده بن ابی موسی " رئیس محله " مذ حج " و " اسد "، اینها همگی شهادت دادند که " حجر " گروهها را دور خود جمع کرده و شتم خلیفه را آشکار کرده و به جنگ " امیرالمو منین " برخاسته و بر آن است که این مقامات جز در صلاحیت " خاندان ابوطالب " نیست و مطالبی در معذور بودن " ابوتراب " و لزوم مهربانی بر او و دوری از دشمنان آن حضرت بیان داشته است. و چنان وانمود کردند که این اشخاص همگی حامل رای و پیام همه طوایفی هستند که ریاست آنها را بر عهده دارند.

" زیاد " در گواهی شاهدان نظر کرد و گفت: " گمان نمی کنم که این گواهی قطعی باشد و دوست دارم که شاهدان بیش از چهار نفر باشند ". از این رو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه