ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 72

صفحه 72

فرستاده و در آن نوشته بود: " من آگاه شدم که شهادت مرا زیاد نوشته است، در حالی که من شهادت می دهم که حجر از کسانی است که نماز می گزارد، زکات می دهد، پیوسته حج و عمره بجای می آورد، امر بمعروف و نهی از منکر می کند و تجاوز به خون و مالش بر همه حرام است. اکنون هرگاه بخواهی او را بکش و اگر خواهی آزادش کن ". " معاویه " که این نامه را خواند، گفت: " این شخص به اعتقاد من خواسته است که از شهادتی که گرفته اید خود را کنار بکشد ".

از جمله کسانی که در غیاب او شهادتنامه بر علیه " حجر " به نامش نوشته بودند، " سری بن وقاص حارثی " بوده است.

"امینی " می نویسد: این شهادتهای دروغ را فقط کسی فرزند مادرش یا فرزند پدرش بود، جمع آورده و از مردمانی صالح و نیکوکار که به صراحت این شهادتها را تکذیب کرده اند در آن به دروغ یاد شده است، همچون " شریح بن حرث "، " شریح بن هانی " و کسانی که در این پایه بوده اند، و درست بر خلاف شهادت اینها شهادتنامه تنظیم کرده اند. گروهی بودند که حتی از زمان و مکان شهادت خبر نداشتند، لکن سرانجام دروغی که بنام آنها ساخته بودند، و درست بر خلاف شهادت اینها شهادتنامه تنظیم کرده اند. گروهی بودند که حتی از زمان و مکان شهادت خبر نداشتند، لکن سرانجام دروغی که بنام آنها ساخته بودند، آشکار شد. کسانی از قبیل " ابن وقاص حارثی "، از این گروه بودند. در برابر این مردان، گروهی هم بودند که کار بیخردی و آشفتگی شان بجائی رسیده بود که این گواهیهای دروغین را آسان می شمردند و شهادت دروغ می دادند تا مجریان امور، خون مردم را بریزند. اینان کسانی بودند که نه در اسلام گامی برداشته بودند و نه سابقه ای از آنها در دست بود. کسانی مثل: " عمر بن سعد "، " شمر بن ذی الجوشن "، " شبث بن ربعی " و " زجر بن قیس " از این طایفه بودند که شهادتهای دروغین را فریاد کشیدند.

بیهوده نیست که آن زنازاده تبهکار، این دورغ زنان را با او صافی‌مانند " برگزیدگان و اشراف مصر "، و " بزرگان دین و تقوی " می ستود، در حالی که خود " معاویه حقیقت احوال را بهتر از همه می دانست. اما شهوت و هوی نفس او را بر آن داشت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه