ترجمه الغدیر - جلد 21 صفحه 77

صفحه 77

عصر پیش آنها آمدند.

" خثعمی "، وقتی که " اعور " را دید که می آید، گفت: " نیمه ای از ما کشته و نیمه ای آزاد می شوند ".

" سعید بن نمران " گفت: " خدایا مرا از کسانی قرار بده که آزاد می شوند و از من راضی باش ".

" عبدالرحمن بن حسان عنزی " گفت: " خدایا مرا از کسانی قرار بده که بخاطر خواری شان گرامی می داری و از من خشنود باش. چقدر موقعیتها که خود در معرض کشتن قرار داده ام و خدا نخواسته است که کشته شوم ".

اینجا بود که فرستاده " معاویه "، دستور او را که گفته بود " شش نفرشان آزاد و هشت نفرشان کشته شوند " ابلاغ کرد. نمایندگان " معاویه " به آنها چنین گفتند:

" ما ماموریت داریم که پیشنهاد کنیم از علی تبری جوئید و او را لعن کنید.

هر گاه چنین کردید، شما را آزاد کنیم و گرنه خواهیم کشت، و امیرالمومنین بخوبی می داند که خونهای شما بمناسبت شهادتهایی که اهالی محل تان بر علیه شماداده اند، حلال است. جز اینکه او از گناه شما - در صورتی که از این مرد تبری کنید - می گذرد و ما آزادتان می کنیم ".

همگی گفتند: " ما این کار نکنیم " پس دستور دادند که به زنجیر ها بسته شوند و گورهاشان کنده شود و کفنهایشان حاضر شود. آن شب همگی به نماز برخاستند.

صبح که شد، یاران " معاویه " گفتند:ای مردان، ما دیشب دیدیم که نمازهای طولانی و دعاهای نیکویی داشتید. به ما بگوئید که در باره عثمان چه می گوئید؟

گفتند: او اول کسی است که در حکومت ستم کرده است و به غیر حق عمل کرد ".

اصحاب " معاویه " گفتند: " امیرالمو منین شما را بهتر می شناسد ". بعد به طرف آنها بلند شدند و گفتند: " آیا از این مرد (مراد، علی علیه السلام است) تبری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه