ترجمه الغدیر - جلد 22 صفحه 130

صفحه 130

در نجف اشرف در دومجلد انتشار یافته است. مطلع قصید این است:

" برقی از صحرای نجد جستن گرفت و خاطره مرا تهییج کرد، و شعله‌های آتش در جان من فرو ریخت "

و بسیاری از شاعران برجسته، این قصیده مهدویه را اقتفا کرده، و به معارضه آن برخاسته اند، که از آن جمله علامه امیر سید علی پسر خلف مشعشعی حویزی است که مطلع قصیده اش این است:

" این همان خانه ای است که‌در میان عذیب و ذی قار واقع شده و سنگها و نشانهایی که سیاه نیست در آن‌قرار گرفته است ".

و از شخصیتهای دیگری که به قصیده او پاسخ گفته اند علامه شیخ جعفر پسر محمد خطی است که معاصر شیخ بهائی بوده و با او در اصفهان دیدار کرده شیخ رائیه خود را خوانده و از او خواسته که به پاسخگویی و معارضه آن برخیزد و مدتی هم وقت معین کرده و سه روز دیگر مهلت خواسته سپس نپذیرفته لکن در یک مجلس قصیده ای ارتجالا خوانده که مطلعش این است:

این همان آستانهایی است که‌سرشک جاری ترا بسوی خود می خواند، پس ای اشک فرو ببار، که بهترین اشگ، اشکی است که بر آن خانه ها و کاشانه ها فرو ببارد.

و تمام این قصیده، در جزء دوم کتاب " رائق " تالیف علامه سید احمد عطار آمده، و شیخ جعفر نقدی نیز در منن " الرحمن "آنرا نقل کرده است: ج. 1: 41.

از شاعرانی که به مقابله قصیده شیخ بهائی پرداخته اند شاعر برجسته علی پسر زیدان عاملی در گذشته بسال 1260، است که آغاز قصیده اش این است:

رحم و شفقی کن ای کسی که شبانه از کوی یار می گذری آیا پذیرفتن فرمان عشق عار محسوب می شود؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه