ترجمه الغدیر - جلد 22 صفحه 134

صفحه 134

توهماتی را بهم بافته و معانی مضحکی را مطرح ساخته، از جمله امور شرم آوری که نقل کرده، این است که در آن کتاب شیخ عبد الصمدرا برادر بزرگتر شیخ بهائی پنداشته واستدلال کرده است که شیخ عبد الصمد، ده سال پیش از شیخ بهائی وفات یافته است. و گویا او تصور می کرده که ترتیب مرگ نیز، ترتیب ولادت است، وهمانطور که هر کس زودتر متولد شود بزرگتر است پس آنکه زودتر وفات یافته‌نیز بزرگتر و برادر بزرگ است. و بازپنداشته است که شیخ عبد الصمد، بنام‌جدش نامیده شده، و هر گاه شیخ بهائی‌برادر بزرگتر بود، بنام جدش موسوم می گردید، و برادرش نام جد بزرگتر را می گرفت و گویا این نوع نامگذاری را یک اصل ثابت و تخلف ناپذیر پنداشته، که باید گفت درست نیست. و معلوم نیست که کجا این اصل ثابت شده، و اصرار او بر این رویه چه اساسی دارد. این چیزی است که نه من و نه خود نفیسی، از آن آگاه نیستیم، و پدر شیخ بهائی و فرزندش نیز آنرا نمی دانند.

و نیز نفیسی گمان کرده، که شیخ عبد الصمد، آنجاکه پدرش در سال 966 به ایران مسافرت کرده، او همراه پدرش نبوده، و فقط شیخ بهائی پدر را همراهی کرده و او به مدینه منوره گریخته است و هر گاه شیخ عبد الصمد برادر بزرگتر شیخ بهائی نبود، نمی توانست در آن واقعه حرکت به ایران از پدر دور بماند بیچاره سعید نفیسی نمی دانسته که خودشیخ عبد الصمد، در شکم مادرش بود که‌هنگام مهاجرت به ایران، بدینسان پدررا همراهی کرده است، او نمی دانسته شیخ عبد الصمد مطابق آنچه پدرش شیخ حسین صراحه اظهار داشته- در سال وقوع فتنه مذکور- یعنی 966- در قزوین به دنیا آمده، و معلوم نیست نفیسی، فرار شیخ عبد الصمد را بسال 966 به مدینه از کجا آورده است.

یکی دیگر از اشتباهات " نفیسی " اینکه گمان کرده که شیخ بهائی کتاب(الفوائد- الصمدیه) خود را بنام برادرش شیخ عبد الصمد تالیف کرده، وطبیعی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه