ترجمه الغدیر - جلد 22 صفحه 147

صفحه 147

پس توای شاعری که آتش سخن افروخته، و شعله استعداد افراشته ای. چرا خاموش‌نشسته ای؟ اینک چانه خود را، در پیشگاه این عروس که همه آنرا می پذیرند، نثار بکن.

او از دست تو رفته، و سپس بسوی تو باز گشته است، چرا که تو ریشه آشکار در اوصاف او داری.

ای دوست با کمال، تو همچنان یگانه روزگار بمان، و به عنوان وجودی که همواره بلندی مقام و علو مرتبه از آن توست، جاودانه باش تا خورشید عالمتاب بر جهان می تابد، و تا بلبلان بر شاخساران نغمه سرایی می‌کنند. و تا آن هنگام که دوست عاشق شوق وصال در دل دارد. و تا زمانی که‌بیاد " نجد " سخن می رود، و نغمه دل‌بر زبان می آید، جاودانه باش.

در کتاب " سلافه "، علاوه بر آنچه در این جا ذکر شد، یکصد و بیست‌و دو بیت از او نقل شده است. مکارم و فضایل این شخصیت بزرگوار را فرزند فاضل و صالحش شیخ ابراهیم بن محمد حرفوشی ساکن طوس و مشهد امام رضا علیه السلام) به ارث برده و در سال 1080 در مشهد وفات یافته است. و این تاریخ، بنا به نوشته شیخ حر در " الامل " یاد شده است، و در پیش پدر و دیگران قراءت کرده است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه