ترجمه الغدیر - جلد 22 صفحه 230

صفحه 230

شمس الادب یمنی

اشاره

- آنگاه که با سوران، از میان قبیله طی می گذرید، از دل من که از مهر و دوستی پیچیده شده، احوالی بپرسید.

- وگرنه بپرسید که آواز حدی خوانان اشتران، که شبانگاهان حرکت می کنند، بکجا رسیده است؟

- هر گاه آن شاخه درختان‌و تیر حوادث نبود، تیر ابروان او این مایه قساوت روانمی داشت.

- بجان پدرت سوگند، من نه دلباخته هند، و نه ستایشگر و غزلگوی زنان هستم.

- آنجا که پیکرها انسانها ناموزون باشند، هرگز نمی توان به زیبا اندام‌دلربا پیکری رسید.

- من همواره بیادآن زیبا پیکر شب زنده داری می کنم، و آرمان بزرگی را پی گیری می کنم.

- من هرگز دلباخته و عاشق لهو و لعب نخواهم بود، چرا که من خود را از لهو و ناشایسته کنار کشیده ام.

- گلهای زیبای باغها، دیدگان مرا خیره‌نکرده، و لو آنکه گلهای شاداب و با طراواتی باشند.

پس از این بیتها چنین ادامه داده است:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه