ترجمه الغدیر - جلد 22 صفحه 269

صفحه 269

کنم، و امتثال امر اورا واجب دیدم، و مخالفت فرمانش را از توانایی خود بیرون دیدم. پس او امرش را امتثال کردم، و من نیز خواسته تشویق آمیز او را کار بستم ". و استاد خودش سید مدرس، او را چنین ستوده است:

" این دیوان مولانا علی، آن بزرگوار بخشنده که- همچون گلزاری که باران وابر برگهایش را شستشو داده- برق می زند. در این دیوان گوهر و مروارید به چنگ می آوری. دریای است با آب شیرین خوشگوار ". این شاعر، دیوان خود را با یک مقدمه و ابوابی جند و یک خاتمه که مرتب کرده است. وی- که خدایش رحمت کند- مسافرتهای زیادی کرده، و در شهرهای ایران- از جمله شیراز و اصفهانی- رفته و مانده است. در سال 1120، آنجا را به نجف اشرف‌ترک گفته، و در باب پنجم دیوانش- در ضمن قصیده ای به سال 1122- سید مدرس حائری را مدح کرده، و در آن قصیده مدحیه سید را پاسخ گفته است. و این قصیده نشان می دهد که در فضائل‌و نبوغ ادبی و آراستگی به اخلاق کریمه، تا چه پایه بوده است. اینک قصیده را می آوریم:

- برخیز و آفتاب‌باده را در بین یاران بچرخان، تا مگر تاریکیهای غم را روشن کند.

- اینک از آتشدانهای گلها، بوی خوش برخاسته، و عطر خود را همراه آتش براق، به هر سوی می فرستد.

- شبنم بر گلبرگها جنان آرمیده، که گویی گیسوان بر گلرخان نمایان است.

- مرواریدهای شبنم صبحگاهان، بر سیمای‌شقایق نشسته، و در برابر تماشا گران، چهره آراسته است.

- گویی نطفه اشک، بر پلک دیدگان نابینا نشسته است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه