ترجمه الغدیر - جلد 22 صفحه 272

صفحه 272

- تو نیز بیا، در باغ مدح این‌خاندان بخرام، باغی که بجای شبنم وباران، باران ولایت از آن می بارد.

- هر گاه در این سپیده دم امید، بر آستان مهر ایشان برسی، بوی خوش قبول‌و استقبال، بمشامتان خواهد رسید.

- بخدا پناه می برم، که یک روز را با هجر تو بسر ببرم، یا شبی را به صبح آرم.

- همواره قدر و مقام تو- همچون نامت- عالی و بزرگ است، و درآسمانها- خورشید سان- سیر می کند.

- تا هنگامی که خواب بر مژگانها نقش می بندد، و مادام که صبحگاهان پیراهن ظلمت را می شکافد.

شاعر ما عاملی، قصیده های طولانی درمدح امیر مومنان علیه السلام و رثای فرزنداش امام سبط شهید- سلام الله علیه- دارد. در مدح امیر مومنان علیه السلام قصیده ای دارد، که چنین‌شروع می شود:

- روزگار، با من دشمنی کرد، و پیام دشمنی بمن رسانید.

- و زمانه، با انواع بدیها و نیرنگها، مرا هدف گرفت.

آنگاه پس از ابیاتی می گوید:

- ای سعد، مرا با درد و حرمان، از خود دور کردی، و مرا با رنج و تحمل سختی گذاشتی.

- بخدا که هر گاه شیفته و عاشقی، بیا در بهترین آستانه ها اقامت کن.

- مرکب خود را در سرزمینی نگاهدار، ونداده که رسیدن به آرمانهایت فرخنده باد.

- کفشها را در این آستان مقدس در آر، و بوسه بر خاک نه، و خدای را سجده کن.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه