ترجمه الغدیر - جلد 22 صفحه 286

صفحه 286

احمد نحوی حلی در قصیده ای مدحیه آنرا یاد کرده و ستوده است. قصیده چنین شروع می شود:

- ای آفتاب دلفروز روز، پرده های مرا یکسو زدی، و نهانم را آشکار کردی.

و ای گلهای زیبای اختران، تیرگی مرا بر ملا کرده، شرمنده ام کردید.

- آفتابی که زیبایی چهره اش، از جمال خورشید آسمان و دلربایی آهوان زیباتر است.

و در آن قصیده می گوید:

- تو از آل موح هستی، و ستاره آسمانهای بلند و ماه جهانتاب بخشش و افتخار است.

- از خاندان بزرگوارانی هستی، که دلاوری و توانائی شان، ارسطوره اسکندر را از یادها برده است.

- جود و عطایشان، یاد جعفر و فضل ربیع برمکی را، خاطرها سترده. است.

- هیچ عصری، ازشهرت و نامشان خالی نبوده، و مانند هلال ماه، بر جبین اعصار درخشیده اند.

- مخصوصا آن شخصیت بزرگواری، که همه بزرگان، در برابر دانش و برتری بلا انکار او، سر تعظیم فرود می آورند.

- اوست که " نهج البلاغه " را جامه شرح پوشانده، و هر نکته پوشیده آن را آشکار کرده است.

- من از کتاب " ریحانه النحو " در عجیم که‌چگونه در طول روزگاران، پژمرده و کهنه نشده است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه