ترجمه الغدیر - جلد 22 صفحه 291

صفحه 291

صدمه ای بزند- به همه جا می رسد.

- و چهره اش،- چون‌باغهای بهاری- شکفته و شاداب است، که هیچ پژمانی و افسردگی نمی بیند.

- و تا زمانی که حوادث و خطرات عالم، چنگ بر جان مردم می زند، او ناخنان قلم را، چیده و آماده دارد.(با سلاح قلم به چنگ مصائب می رود).

مرکب قلم اوست، که درد دردمندان را درمان می کند، و سختیهارا از آنان بر طرف می سازد.

- او ازتبار خاقان، و از کسانی است که چهره‌چون ماهشان، در غبار درد و ملال، پرتو افشانی می کند.

- دلاورانی که وقتی بهنگام نبرد حمله می بردند، شمشیر بر گردن هر حمله کننده ای فرود می آورند.

- و آنگاه که چشم فرو می بندند، و از حمله باز می ایستند، آب گوارای آرام بر جویها بر می گردد، و همه جا را زیبایی و آرامش فرا می گیرد.

- آثار و اخبارشان، با خط سیاه، در پیشانی سفید هر بامدادی بچشم می خورد.

- ای کسی که قهرت، چون صخرهای استوار، محکم، و مهرت، چون نسیم نوازشگر، لطیف است.

- مکارم بلند تو، چنان برجسته است، که گویی فراز نیزه بلند کمانداران، همه جا به چشم می خورد.

- اینک عید اضحی(عید النحر)، با چهره گشاده وبشاش، بر تو روی آورده، لطافت نسیمش، گوئیا لطافت این شعر من است.

- عیدی که با مسرت فرا رسیده، و آغاز و انجامش، همه خوش و فرخنده است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه