شاعر در ابیات دیگر این قصیده گوید:
- آنجا که جبرئیل امین، پیام خدا را با سلام و درود ابلاغ کرد.
- و پیام این بود که همین امروز، علی حیدر- صلوات الله علیه- را جانشین خود گردن، و فرمانبری از وی را واجب عینی اعلام کن.
- پیش از آنکه این مصاحب و یار همنشین خود را ترک بکنی، برخیز و او را بمردم معرفی کن.
- پیامبر گفت: " به چشم " و فرمان خدا، برای من کافی و بسنده است.
- مردم را در صحرای " خم" فرا خواند،- در آن سرزمین ناهموار- و فرموده که ای مردم، بارها را بیفکند و توقف کنید.
- از جهاز شتران، منبری فراهم کرد، و برفراز آن علی- آن پدر حسن و حسین علیهما السلام- را هم فرا خواند.
- او را بلند کرد، تا زیر بغلهایش نمایان شد، نور و سپیدی آن از آفتابماه فراتر رفت.
- خطاب به اصحاب فرمود: ای مردم، از من پیام یک شخصناصح امین را بشنوید:
- ای اصحاب و یاران من آیا من بر شما، از خودتان بر شما، نزدیکتر و مسلط تر نیستم؟ همه گفتند: بیقین تو چنین هستی!
- فرمود: هر کس که من رهبر و مولای اوهستم، پس از من برادر و وصی من علی مولای اوست، این علی که دست در دست من دارد.. (تا آخر قصیده)
- قصیده طولانی دیگری بنام " غزاله" دارد، که در آن نبی بزرگوار صلی الله علیه و اله را ستوده و اولش ایناست:
- این غزاله و آهویی است، که شیران را به کمند می کشد، نوری فراتر