ترجمه الغدیر - جلد 22 صفحه 312

صفحه 312

به یادگار نهاده، که اینک نمونه هایی از آن آورده می شود:

- ای ساکنان " حی "، آن وفاداری گذشتگان کجا است؟ ای کاش می‌دانستم که چه جفایی بر ما می رود.

دلی از آتش خانمانسوز عشق، تفته دارم، و مژگانی خونبار.

- هر آن گاهی که قلمرو شما برقی درخشیدن گیرد، یا بلبلی بر شاخساران نغمه آغازد،

- اشک از دیدگانم سرازیر می شود، وناله دل به یاد آن روزهای از دست رفته و سوک بزرگ سر می دهم.

- ای کسی که مرا بداشتن این عشق ملامت می‌کنی، مرا از این سرزنش رها کن، که‌نتیجه آن، ترغیب بیشتر خواهد بود.

- آنان، امید من هستند، خواه با من‌باشند، یا از من دوری گزینند، نیکی‌کنند یا بد کنند.

- آنان، آن باده را، که خدا از ازل در پیمانه ریخته، بر من متجلی ساخته اند.

- این باده ای ازلی بوده، نه باده انگوری که از تاک گرفته می شود.

- جلوه حسنی که از این باده برخاسته، همه یاران را به سجده افکنده است.

- پیش‌از چشیدن این باده، همه، مستان آن بودیم. و زبان، اشاره نارسایی از این مستی دارد.

- آنگاه، از روی زمین رفتند، لکن این فنای آنها، عین بقا بوده است.

- آن سروران، همه پیشوایان من بودند، و آیا این ندای این عاشق، بر آن دور افتادگان نفعی دارد؟

- روزگاری من در کنار آنها بودم، اما زمانه مرا از آنان دور ساخت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه