ترجمه الغدیر - جلد 22 صفحه 69

صفحه 69

- هرگز به معشوقانی، چون سعدی و سلمی و یارانی که دامن کشان ناز می فروشند،، دل مبند.

- ناز و محبت دوستان و سرورانی را در دل مسکن بده، که من در دل خود مسکنی استوار بر آنان ساخته ام.

- به لطف و مهر، حدیث کهن عشقی را که یادش تا احشا و جوارحم اثر کرد است، یاد کن.

- با عطوفت و مهربانی، داستان شوقمندی و عشق، و گریه طولانی ام را در برابر این بزرگان و سروران، بگستران و منتشر ساز.

- این پیام مرا، که در راه آن بزرگان هوای دگر یاران را رها کرده، و سختیهاو گرفتاریها تحمل کرده ام، بر جهانیان بر گوی!

بگو که در ره عشق، جه مایه برد باری و سخت کوشی داشته ام، و چقدر خواب، همچون صبر از من سلب شده است.

- صبر، بر ملامت ملامتگران و حرف گیرانی که کار عشق را به بانگ و ناله سگان قیاس می گیرند.

- صبر در برابر دلی که از تسلا و تسکین، سخت بیمناک و نگران و دیدگانش با سر شک، خونفشان است.

- آتشی آنچنان در درون دارم، که هر گاه سیل اشگ نبود، وجودم را یکباره می سوخت و نابود می کرد.

- بر حق نیوشان بگو که این نفحه جانفرای مسکن‌فخر و مجد و بزرگواری و سروری است، که مشام جانم را خوش و دلکش آمده است.

- شوق زیارت مهبط وحی، و منزل عزت‌و بزرگواری، و آرامگاه فضل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه