ترجمه الغدیر - جلد 22 صفحه 79

صفحه 79

در میان نمی‌آمد.

- توئی که بی وجود تو، دیگر کسی هیج دیاری را آرزو نمی کرد.

- توئی که بی وجود تو، دیگر کسی بر خاک حجاز بار سفر نمی بست.

- توئی که هر کس دست ترا لمس کند، همه بیماریهایش شفا و بهبود می باید.

- تویی که به حد اعلی جمال رسیده ای، و زیبائی و حسن در سیمای تو می درخشد.(قصیده 66 بیت)

بهاء المله و الدین

اشاره

تولد 953 وفات 1031

خدا، بر آن شبهایی که تا به صبح بیداری کشیده، و دیده از دیدار ستارگان به تماشای زیبا خان دوختیم، برکت دهاد.

آنگاه که ستاره و ماه، سر گشته و حیران گشتند، و آنکه خوابش می ربود، خواب را از خود دور کرد.

و بدین گونه، شب به روز جهان افروز مبدل گشت.

در آن هنگام، ما سوار بال تاریکی شده و به یکدیگر پناهنده می شدیم. و ساقی برخاسته، از میان تیرگی بدر می آمد، و همچون ماه که نور افشانی کند طلوع می کرد.

با نور پر فروغ خویش با رخساری که ماه عالمتاب شبانگاه را رسوا می کرد،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه