بانک غدیر صفحه 1324

صفحه 1324

به خاك رهرو راه ولايش سجده بايد برد

كه هر خار مغيلان مي شود يك نخل طوبايش

خوش آن چشمي كه در رؤيا ببيند ماه رويش را

به از بيداري عمر است آن يك لحظه رؤيايش

كجا «ميثم» كند وصف علي با آنكه مي داند

زوصف خلق غير از شخص پيغمبر مبرّايش

بود مست تولاّي علي تا لحظه ي آخر

كز اوّل پر زصهباي ولايت بود مينايش

شماره 53

به خود آي، يك لحظه اي دل خدا را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه