بانک غدیر صفحه 1357

صفحه 1357

نكه دشمن هم بود ممنون احسانش علي است

قهرماني كه به دشمن مي دهد شمشير خويش

مي شود سراپا محو و حيرانش علي است

حكفرمائي كه بار پيره زن گيرد به دوش

مي شود هم بازي پريشانش علي است

باب شهر علم، استادي كه مي بايد شود

صد هزاران بوعلي طفل دبستانش علي است

شافعِ محشر كه روز حشر مي بايد زنند

انبيا دست توسّل را به دامانش علي است

ناز بفروشد به جنّت، پشت بر رضوان كند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه