بانک غدیر صفحه 1538

صفحه 1538

اندر شكنج زلف تو دل رفت و برنگشت

كوخسته بود و راه بسي دور و بس دراز

اي آفرين به نرگس مستت بنازمش

كز يك نگه گرفت جهاني به تركتاز

از تركتاز چشم تو ويران حصار دل

شهري خراب و ريخته در وي سپاه ناز

ساقي بيا كه روز نشاط است و صبح عيد

گردون به رقص اندر و ناهيد نغمه ساز

رضوان گلاب و مشك فشاند ز باغ خلد

برمحفلي كه راست شد امروز در حجاز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه