بانک غدیر صفحه 1580

صفحه 1580

كه هست در بر افضال او متاع حقير مرا اميد شفاعت از اوست در محشر

كه خاك من شده با آب مهر او تخمير من آن كسم كه جوان بودم و ثنا گويش

چگونه دم نزنم حاليا كه گشتم پير ولي ز مدحش يك از هزار گفته نشد

كه بود فضلش بي‌انتها و عمر قصير

پروانه نجاتي

دشت تا خيمه زد آهنگ خروشيدن را

چاه هم تجربه كرد آتش جوشيدن را دست خورشيد در آفاق رسالت چرخيد

چنگ زد گيسوي ترديد پريشيدن را و بيابان چه تبي داشت از انبوه سكوت

تا مبارك كند اين آينه پوشيدن را عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گُل كرد

تازه كرد آن خُم نو، چشمه نوشيدن را پر شد آغوش غدير از دم «بخٍّ بخٍّ»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه