بانک غدیر صفحه 1673

صفحه 1673

به حكمت فعل بي ماضي است مارا ولايت آب و گل را در هم آميخت

كه از آميختن، آدم برانگيخت ولايت نوح را شد ساحل نور

كه طوفانش بود در خط دستور ولايت كوه آتش را كند گل

به ابراهيم در وقت توكل ولايت در كف موسي عصا شد

به امر حق، به شكل اژدها شد ولايت را دم عيسي قرين است

كه انفاس خوشش جان آفرين است ولايت در ولايت گشت كامل

كز او نور هدايت گشت حاصل ولايت جمع را تفريق دارد

كه دركش سالها تحقيق دارد ولايت رمز اثبات وجود است

ز جود او همه بود و نبود است ولايت دشمن نامردمي هاست

يگانه رهبر سردرگمي هاست ولايت هركه دارد غم ندارد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه