بانک غدیر صفحه 1709

صفحه 1709

نشسته تا كه بشنود ز لطف مرحباي تو مگر نصيب او كند ز مرحمت خداي تو

شود به خاك درگهت ز خيل خاكسارها هميشه تا كه سر زند به باغ در بهار گل

هميشه تا كه بشكفد به طرف لاله‌زار گل هميشه تا مثل بود به روي خوب يار گل

هميشه تا ز دل برد به رنگ و بو قرار گل هميشه تا كه مي‌برد غم از دل فكار گل

شكفته تا چو گل بود رخ اميدوارها هر آنكه باد يار او خداي باد يار او

به روزگار دمبدم فزايد اعتبار او چو گل به خرمي رود مدام روزگار او

زلال عشرت و طرب بود به جويبار او بهيچ گاه عقده‌اي نيفتد به كار او

مباد همچو خصم او اسير گير و دارها

سروش اصفهاني

امروز كردگار بود روز رحمتش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه