بانک غدیر صفحه 1721

صفحه 1721

با تو چه وحشتيم ز سرماست

روح تو چون قصيده بلند است

ديگر چه جاي وصف تو ما راست؟

سهيل محمودي

سيد رضا مويد

شماره 1

باز تابيد از افقْ روزِ درخشانِ غدير

شد فضا سرشار عطرِ گل ز بستان غدير موج زد درياي رحمت در بيابان غدير

چشمه هاي نور جاري شد ز دامان غدير شد غدير خُم تجلي‌گاه انوار خدا

تا در آن جا جلوه گر شد نور مِصباحُ الهُدي آفرينش را بُوَد بر سوي آن سامان نگاه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه