بانک غدیر صفحه 1760

صفحه 1760

گرفتم اين كه نمي‌بود نص قرآني گزافه گشت سخن، او بود تجرد محض

كه روح اوست مصفا ز ثقل جسماني ابوالعجايب اي بنده‌ي خداي صفات

كشانده‌اي همه آفاق را به حيراني من و مديح تو اي بحر حق بدان ماند

كه موجه‌اي زند از خيره كوس عماني زبان الكن و فكر قصير من چه بود

كه از خلاصه‌ي خلقت كند ثنا خواني چه حد كه ذره كند وصف شوكت خورشيد

شناسد او چه، ز اوصاف مهر نوراني بر آستان تو عرض ادب كند «صاعد»

نبود مقصد او عرضه سخنداني مراست عقده گره گير در گلو مولا

چو استخوان به گلو آنچنان كه مي‌داني

صالح افشار نويسركاني

علي مرتضي مير خلايق

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه