درويش، علي گو شده، دف ميزند امشب
در شادي شاهيِّ تو كف ميزند امشب
هر نادعلي گو به هدف ميزند امشب
زهرا به دلش مُهر نجف ميزند امشب
بر گِردِ غدير آمده تا كعبه بگردد
دور تو حرا آمده با كعبه بگردد
قاسم نعمتي
آفتاب ظهر روزهجدهم
ديد ساقي ايستاده پاي خم
باخدايش عشق بازي مي كند