بانک غدیر صفحه 1867

صفحه 1867

كاروان مي‌رفت و حق مي‌ماند تنها در غدير!!

عليرضا قزوه

كاروان از هفت شهر عشق و عرفان بگذرد

راه بيت‌الله اگر از هند و ايران بگذرد مهربانا يك دو جامي بيشتر از خود برآ

مست‌تر شو تا غدير از عيد قربان بگذرد «خون نمي‌خوابد» چنين گفتند رندان پيش از اين

كيست مي‌خواهد كه از خون شهيدان بگذرد؟ نغمه‌اش در عين كثرت، جوش وحدت مي‌زند

هر كه از مجموع آن زلف پريشان بگذرد پردة عشّاق حاشا بي‌ترنّم گل كند

شام دلتنگان مبادا در غم نان بگذرد واي روز ما كه در اندوه و حرمان سر شود

حيف عمر ما كه در دعوا و بهتان بگذرد خون سهراب و سياوش سنگفرش كوچه‌هاست

رستمي بايد كه از اين آخرين خوان بگذرد كاشكي اين روزها بر ما نمي‌آمد فرود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه